درباره نویسنده

مطالب مشابه

23 Comments

  1. 1

    مشتری

    داستان جالبی بود. لذت بردم.

    پاسخ
  2. 2

    امیرمحمد

    حاجی روغن مارو هم عوض میکنی 😀

    پاسخ
  3. 3

    صادق

    این رفتار فروشنده باعث میشه که مشتریانش روز به روز بیشتر و بیشتر بشه
    ولی مطمئناً برای این فروشنده مشتری مداری خیلی مهمتره و برخورد بسیار خوبی که با شما داشته واقعا قابل ستایشه
    مرسی از داستان عالیتون

    پاسخ
  4. 4

    ساسان

    درود بر استاد مهدی که واژه استادی برازنده اش است و اینگونه افراد تمام نشده اند ولی در این روزگار کمیاب هستند، سوالی که دوست دارم از استاد مهدی بپرسم این است که اینگونه بودن و درباره مشتری اینگونه فکر کردن را از کجا آموخته است

    پاسخ
  5. 5

    مهدی سلطانی

    داستان جالبی بود. واقعا من خودم برخی اوقات به چنین افرادی برخورد می کنم و می بینم که تفاوت این افراد با دیگر افراد از زمین تا آسمان است و گویی این افراد ماموریت خود را حل مشکلات مردم می دانند. و جالب این است که مشتریان آنها هم وفادارند. مشتریان جدید را به آنها معرفی می کنند. و این معادله ی دو سر برد است هم مشتری سود می بردو هم فروشنده کالا یا خدمات.

    پاسخ
  6. 6

    محسن محمدی

    با سلام
    نکته‌ی بسیار خوبی که همیشه در مورد مقالات شما برایم جالب و جذاب بوده اینکه در نوشته‌هایی کوتاه که واقعا خواندن‌شان زمان‌بر و خسته‌کننده نیست جان کلام را بیان کرده و مخاطب را به نتیجه‌ای ارزشمند می‌رسانید، نتیجه‌ای که خیلی از سایت‌ها و منابع دیگر در نوشته‌هایی در حجم‌های طولانی و خسته‌کننده از رسیدن به آن عاجزند.
    موردی که در این مقاله به آن اشاره کردید مرا یاد این نقل قول از شاهرخ ظهیری موسس و مالک “صنایع غذایی مهرام” انداخت: از بازار کار یاد گرفتم که صداقت مهم‌ترین دارایی است و پایه‌ی تمام کارم را بر صداقت قرار دادم.
    او این حرف را بعد از تعریف مواردی از نحوه‌ی کار در بازار بیان کرد و آن اینکه در کسب و کار ما حرف و قول زبانی افراد موفق و شاخص بازار از ده‌ها ضمانت و چک ارزشمندتر است، و رمز موفقیت تمام آن‌ها صداقت بی‌نظیر و سندیت بالای حرف‌هایی است که می‌زنند.

    پاسخ
  7. 7

    سحر

    خیلی جالب بود، لذت بردم، اگه ۳۰% آدمها توی ایران کارشون رو با این همه مسئولیت پذیری انجام بدن این کشور از این رو به اون رو میشه.

    پاسخ
  8. 8

    رضا محمدي

    بسیار زیبا بود و أصل مشتری مداری
    رو استا مهدی رعایت کردو شما بعنوان مشتری
    وفادار بدون هیچ هزینه ای که استا مهدی انجام بده کار تبلیغات او را انجام میدی.این یعنی اثر بخش بودن در آرائه خدمات خوب

    پاسخ
  9. 9

    فرزاد

    خیلی عالی بود،از این داستان میشه خیلی نکات را استخراج کرد اما مثال استاد مهدی متاسفانه در جامعه ما بسیار کم است.
    و مهم تر این است که هر فرد از خودش شروع کنه تا استاد مهدی دوم بشه…

    پاسخ
  10. 10

    فاطمه

    چه داستان جالبی . حتما برای تیمم این داستان رو بیان می کنم تا فراموش نکنند که مشتری مداری و فراهم کردن راحتی خیال او و انجام کار به نحو احسن از مهمترین کارهای یک تیم متعهد است .ممنون از شما

    پاسخ
  11. 11

    سینا محمدیان

    به نظر من مشتری را از لحظه ای که از شما درخواست قیمت کرد باید حمایت کنید و کارهاش رو انجام دهید تا لحظه ای که کار را منظم و مرتب تحویلش میدهید.به قول معروف مشتری رو تنبل کنید

    پاسخ
  12. 12

    حامی

    چه داستان جالبی….و البته عجیب
    چون توی شهر ما چنین داستانی خنده داره…متاسفانه اصلا به رضایت مشتری توجهی ندارند…درود بر استاد مهدی

    پاسخ
  13. 13

    مازیار

    واقعا هیچی مثل صداقت در وفاداری مشتری موثر نیست.
    هیچی هم مثل گفتن تجربه شخصی مطلب رو خوب جا نمیندازه
    کاری که شما خوب بلدید
    بهتون تبریک میگم

    پاسخ
  14. 14

    هادی

    جناب سلسمیان
    سلام
    کاش تو همه اصناف این انصافی که شما داستانش رو تعریف کردید رو رعایت کنند
    به هر حال مطلب شما مثل همیشه آموزنده بود
    متشکرم از شما

    پاسخ
  15. 15

    ممشلو

    ممنون شما اصل مهم و اساسی در فروش که همان مشتری مداری است را با بیانی ساده و ملموس بیان نمودید تشکر

    پاسخ
  16. 16

    محمدرضا مرادی

    خاطره بسیار جالب و شیرینی بود و لذت بردم
    تعهد کاری بسیار مهم تر از دستمزدی است که افراد پس از انجام کار می گیرند و اگر افراد فعالیت هایشان را در جهت کسب رضای پروردگار انجام دهند، رضایت مشتری و مراجعه کننده را نیز به همراه خواهد داشت و ارزش این رفتار و بازخوردی که با این رفتار به دست می آید خیلی بیشتر از دستمزدی است که روزی از دست خواهد رفت.
    ممنون از مطالب زیبای شما

    پاسخ
  17. 17

    ابوالفضل قراخانلو

    عالی بود. اینکه بتونیم به مشتری خدمت رسانی کنیم و اضافه بر وظیفه ای که داریم خدمات زیادتری برسونیم, مشتری, به یک مشتری دائمی تبدیل می شود. این نکته را باید در نظر داشته باشیم.
    ممنون از داستانی که گفتید و بسیار جذاب بود.

    پاسخ
  18. 18

    نگار رضوی

    خیلی حس خوبی دارم. خوندن این ماجرا و دیدن مسئولیت پذیریه استاد مهدی منو یاد حرفایی از مرام بازاریا و افراد قدیم انداخت که کم کم داشت تبدیل به افسانه های تخیلی می شد. اونوقتا که یه لاخ سبیل طرف از هر چی چک و سفته و ضامن الآن معتبرتر بود. اونوقتا که طرف حرف زده بود پاش وامیستاد.
    یکی از پرسنل دانشگاه آزاد انزلی هم همین مدلیه و خودمم همیشه تلاشم این بوده که خودمو جای مراجعینم بذارم و طوری باهاشون رفتار کنم که دوست دارم با من رفتار بشه. بازم مرسی از شما که این حس خوب رو باعث شدین.

    پاسخ
  19. 19

    موسوی

    مهم نیست چه شغلی داریم و یا اینکه چه نسبتی با دیگران داریم، هر کسی که بتواند فراتر از ارزشهای مادی، برای دیگران ارزش آفرینی کند، ماندگار خواهد شد.

    پاسخ
  20. 20

    بهار

    اتفاق جالبی بود هنوز هم افراد زیادی با وجدان کاری و تعهد به مشتری فعالیت می کنند . نفسشان گرم و تنشان سلامت باد .

    پاسخ
  21. 21

    ف.ب

    وجدان کاری در شرایطی که آدمها دنبال درآمد بیشتر با زحمت کمتر هستند واقعا یک تمایز است. جالب بود.

    پاسخ
  22. 22

    کاظم

    دمش گرم استا مهدی

    پاسخ
  23. 23

    محسن

    سلام. من خودم اتوسرویس دارم ، و میدونم که ماشین شما پژو یا سمند بوده احتمالا و خوردگی اون پیچ و متعاقبا باز نشدنش هم خیلی شایع هست .و اتفاقا من بارها با این موارد برخورد کردم قسمت آچار خورش خورده شده بوده و باز نمیشده اما وقتی موضوع رو به مشتری گفتم که یه فکری براش کنیم بنده رو متهم کردن به اینکه پیچ از قبل سالم بوده و من هرزش کردم ! و مسئولیتش هم باید بپذیرم ! و هزار تا مورد مشابه دیگه ، تعداد این افراد کم نیست و با هیچ توضیحی هم قانع بشو نیستن ، پس احساس مسئولیت در مورد اینجور افراد عملا تاثیر منفی داره ! و منم دیگه قبل از اینکه اچار رو پیچ برسونم اول پیچ رو بررسی میکنم و اگه مثل پیج بازدید واسکازین شما خورده شده بود ، میگم این رو ببر یه جا جوش بده بعد بیارش. و اینجوری هیچ مشکلی هم پیش نمیاد. چرا به خاطر کاری که وظیفم هم نیست بخواد کسی به من که تعمیرکار ماشین هایی هستم که خیلی از حتی مکانیک ها در باکشو هم نمیتونن باز کنن ، بگه تو این پیچ! رو برعکس چرخوندی هرزش کردی!!!!!! به جای باز کردن بستیش هرز شده !!!!
    خلاصه اینکه ارزش و احترام بین دو طرف باید متقابل باشه ، اینطور هم نیست که همیشه هح با مشتری باشه و فروشنده یا تعمیرکار گردنش کج و از مو باریک تر.

    ببخشید طولانی شد ، درد دلی بود دیگه 🙂

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق برای مجموعه آموزشی کسب و کار محفوظ است.

ثبت نام در دوره رایگان
کلیه حقوق متعلق به وبسایت رسمی سلیمیان می باشد
ثبت نام در دوره رایگان
دوره رایگان راه‌اندازی کسب‌وکار
نام و ایمیل خود را وارد کنید تا در دوره‌ی رایگان راه‌اندازی کسب‌وکار شرکت کنید و از مطالب فوق‌العاده و رایگان آن استفاده کنید:
ایمیل شما نزد وبسایت کسب‌وکار محفوظ می‌ماند.